تبليغاتX
::. به او بگوئید دوستش دارم............... .::

به او بگوئید دوستش دارم...............

: درباره وبلاگ

 

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم!!


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

88/07/01 - 88/07/30
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/06/01 - 87/06/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/01/01 - 86/01/31
85/10/01 - 85/10/30
85/08/01 - 85/08/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30

 

: پیوندها

 

از عشق تا عشق
زمین در خطر است
لاله وحشی
دست نوشته های یک عاشق
پرتو مهتاب
یاد باد آن روزگاران
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 

سعي كن تنها باشي

زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از

  دنياخواهي رفت.

بگذار عظمت عشق را درك نكني.

زيرا انقدر

 عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/11 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

هزاران حرف برای لحظه های با تو بودن دارم

و هزاران آه برای زمانی كه بی تو ام

روزي هوای عاشق شدن و فكرهای بچه گي

در كوچه های تنگ قلبم مي وزيد

اما كوههای زندگي راه رسيدن من به تو را دشوار مي كرد

عطر گل شقايق وجودم را پر كرده

اما تو ره سپار جاده ای  در پيكر ، دشمن قلبم بودی

چگونه مي توانم ، به قلبم اجازه دهم به سوی تو بيايد

وقتی كه ستونهای قلبم در حال خراب شدن هستند

غرور اين تن بارها در وجودم شكسته

ديگر راه خانه ام را بلد نيستم

صدای هق هق گريه ي قلبم را نمي شنوی ؟

من چگونه بايد با خود زندگی كنم

با خود بی تو

به من نگو كه بی تو ام

به من نگو كه ره سپاری   

وقتی قلبم بي تو بی ستونه

نذار كه بارون نگاهم

    بر گونه های سردم بريزه

            مگه چی ميشه يك بار

                 در خانه ی قلبم تماشات كنم

                               من رو با خود ببر با يك نگاه

                                                                 با يك نگاه

             

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/11 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

جدایی همین است

اینکه با تو باشم و با من باشی  و باهم نباشیم

جدایی همین است

اینکه یک خانه ما را در بر گیرد

اما یک ستاره ما را در خود جای ندهد

جدایی همین است

اینکه قلبم اتاقی باشد

خاموش کننده صداها با دیوارهای مضاعف

و تو آن را به چشم نبینی

جدایی همین است

اینکه در درون جسمت تورا جستجو کنم

وآوایت را در درون سخنانت جستجو کنم

و ضربان نبضت را در میان دستت جستجو کنم

جدایی همین است

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/11 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved