تبليغاتX
::. به او بگوئید دوستش دارم............... .::

به او بگوئید دوستش دارم...............

: درباره وبلاگ

 

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم!!


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

88/07/01 - 88/07/30
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/06/01 - 87/06/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/01/01 - 86/01/31
85/10/01 - 85/10/30
85/08/01 - 85/08/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30

 

: پیوندها

 

از عشق تا عشق
زمین در خطر است
لاله وحشی
دست نوشته های یک عاشق
پرتو مهتاب
یاد باد آن روزگاران
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
 

خسته از اين روزگار

خسته از اين غروب اشكار

خسته از اين آدمای نا هشيار

كه رسم اين روزگار شده دل شكستن

چه ارزشی داره يكی رودوست داشتن

از اون جواب دوست نداشتن

چه ارزشی داره برای اوني كه دوستش داری سوختن

وقتی كه سوختنت و شكستنت آرزوشه

چه ارزشی داره فنا شدن برای كسی

که بودن و نبودنت براش یکیه

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

آسمان دلم غبار آلود است

 

می دانی چرا؟

 

چون تو می خواهی گرد جدایی بر آن بپاشی

 

دلم غمگین است

 

می دانی برای چه؟

 

چون تو میخواهی برای همیشه قصه ی جدایی را برای او زمزمه کنی!

 

تو...و...من؟

 

در جاده ای بی پایان آرام و آهسته قدم بر می داریم

 

شانه به شانه ،دست به دست...

 

هنوز مزه ی بوسه های تبدارت را به یاد دارم

 

چرا می خواهی ترکم کنی؟

 

نمی دونم چه جوری باید التماست کنم؟!!!!!!

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

 نگاه تو ادامه ي روز است در سياهي شب هايم

 نگاه تو منظومه ي بلند محبت است در خشكسالي شعرهايم

 نگاه تو شعر است شعري كه سراينده ي زندگي است

 به من نگاه كن

 بگذار در سياهي چشمانت

 كاشف خورشيد  ديگري باشم ....

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

زندگی را می شود قشنگ ترین لحظه شمرد
می شود اوج بی نهایتها را تصور کرد
می شود آواز یک جیرجیرک را کشید
با شقایق شوخی کرد
می شود تنفس کبوتر را نوشت
بازی کرد با واژه ها
با فصلهای سال
با این گذر عمر که کوتاه است
می شود احساس کرد
عشق یک گنجشک را
یا که بوکرد لبخند صبا را
می شود سوگند خورد
به قلب پاک یک درخت
یا به آرامی یک جنگل زرد
می شود زیبای زیبا فکر کرد
بست عهدی با خدا
می شود تا عرصه تغییر رفت
موج را تسخیر کرد
می شود از ازدحام بی کسی
سخت گریخت
و برای ابرها اشک ریخت
می شود بود نبود را هیچ کرد
اما تا زمانی که تو باشی

تقدیم به اونی که برام بهترینه

| +| نوشته شده در  شنبه 1385/05/28 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

به نام آنکه همیشه پشت و پناهم بوده.

 

نمیدونم بهت چه جوری سلام بدم.بگم سلام همه وجودم،یا بگم سلام همه زندگیم،یا بگم سلام دلیل نفس کشیدنم،یا بگم سلام نازترین فرشته زمینی،بخدا نمیدونم چی بهت بگم،اصلا نمیدونم چه جوری باید خطابت بکنم که لایقت باشه،چه جوری خطابت بکنم که عشقم بهت اثبات بشه؟میدونم که دیگه باورم کردی، پس منم بهت میگم:سلام تنها بهونه ام برای ادامه زندگی

امروز یاد آوربهترین روز زندگیه منه. روزی که معنی زندگی رو فهمیدم،روزی که فهمیدم خدا خیلی دوستم داره ،روزی که فهمیدم معجزه وقتی میاد که امید میمیره.امروز اولین سالگرد سفر با کلک خیال توئه.نمیخوام زیاد در مورد این روز حرف بزنم فقط یه چیز بگم:فکر میکنم امروز حق مسلم منه که ازت یه چیزی بخوام،منم ازت میخوام که هیچ وقت تنهام نذاری،چون زندگی برام بدون تو هیچ معنی و مفهومی نداره.حتی دوست ندارم این زندگی رو تصور کنم.اگه این خواستمو قبول کنی بهترین هدیه دنیا رو بهم دادی.بهترینم میخوام به مناسبت این روز بزرگ یه متنی رو تقدیمت کنم. این متن رو پیشکش همون چشمات میکنم که یه سال پیش دلمو برد:

فقط تو رو دارم،با تو نفس میکشم،با تو راه میرم،با چشمای تو میبینم و با تو زندگی میکنم.وقتی دارمت دیگه غم و غصه ندارم عشق به تو و یاد تو بهم امید میده.لبخند تو زیباترین معنای مهربانی است ، چشمای زیبایت ستاره دنباله دار آسمان زندگیم و صدای تو همچون صدای آبشاران و من تو را:

دوست دارم تا بی نهایتها،تا بی کرانها و تا ابد

عشق ورزیدن به تو برای من عبادته و

 دیدن تو بهترین و بزرگترین اتفاق زندگیم.

ای همه وجود من با من و برای من بمان

از طرف اونی که دیوونه وار عاشقته و بعد خداتو رو برای همیشه میپرسته:نسترن تو

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

بيش از عشق بر تو عاشقم

نا ممكن است كه احساس خود را به تو

با واژه ها بيان كنم

اينها سرشارترين احساساتي هستند كه تا كنون داشته ام

با اين همه

هنگامي كه مي خواهم اينها را به تو بگويم و يا بنويسم

واژه ها حتي نمي توانند ذره اي از ژرفاي احساساتم را بيان كنند

گرچه نمي توانم جوهر اين احساسات شگفت انگيز را بيان كنم

مي توانم بگويم ان گاه كه با توام چه احساسي دارم.

آن گاه كه با توام

احساس پرنده اي را دارم كه آزاد و رها در آسمان آبي پرواز كند.

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved