تبليغاتX
::. به او بگوئید دوستش دارم............... .::

به او بگوئید دوستش دارم...............

: درباره وبلاگ

 

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که نامت را همیشه بر زبان دارم!!


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

88/07/01 - 88/07/30
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/06/01 - 87/06/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/01/01 - 86/01/31
85/10/01 - 85/10/30
85/08/01 - 85/08/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
84/09/01 - 84/09/30
84/08/01 - 84/08/30
84/07/01 - 84/07/30

 

: پیوندها

 

از عشق تا عشق
زمین در خطر است
لاله وحشی
دست نوشته های یک عاشق
پرتو مهتاب
یاد باد آن روزگاران
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 

تو مسلخ نگاه تو

شب به سفيدي مي زنه

شمع پروانه ميشه

پروانه آتيش مي زنه

تو مسلخ نگاه تو

سكوت غوغا مي كنه

خورشيد آسمون عشق

اومده بلوا ميكنه

تو مسلخ نگاه تو

ستاره ها جون ميگيرن

جنون و عقل عاشقا

از اون نگات خون مي گيرن

تو مسلخ نگاه تو

عاقلا ديوونه ميشن

واسه يه روز از گريه هام

درياها پيمونه ميشن

واي اگه فاصلمون بسه به وسعت زمان

صداي خنده دلم همش بشه آه و فغان

ميخوام بدوني كه فقط نگاه تو جون منه

اگه ببندي چشماتو زندگي مديون منه

تقدیم به بهترینم

 

| +| نوشته شده در  جمعه 1384/07/29 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

می خوام بگم دوست دارم دلم پر از خجالته

می خوام بگم خاطر خواتم شاید بگی یه عادته

نمیدونم به کی بگم. به کی بگم. چه طور بگم

که عشق من برای تونهایته نهایته

نمیدونم چه جور بگم. به کی بگم. به کی بگم

که بودنت تو زندگی برای من سعادته

دوست دارم. دوست دارم. تو ای عزیز مهربون

نمیدونی چی میگذره به این دل بی همزبون

شاید ندونی که میخوام. که با توهم نفس باشم

سایه به سایه هر کجا. یه دوست و هم سفر باشم

نمی تونم به سادگی عشقت و انشا بکنم

چرا نگم دوست دارم نمیشه حاشا بکنم

تو این قمار زندگی. عشق تو شد یار من

تموم هستیم زیر پات.خاطر خواهیت قمار من

دوست دارم. دوست دارم. تو ای عزیز مهربون

نمیدونی چی میگذره به این دل بی همزبون

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/20 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

زندگی افسانه دور ،چون عشقیلن یار اُلماسا

چون قالار دنیا اگر ، عاشیقله دلدار اُلماسا

عاشیقین هر لحظه قلبی،تیتره یر جانان اوچون

اودلانار الدن گئده ر، جانان پرستار اُلماسا

خانه سی ویران اُلار عشقین،وفا الدن گئده ر

عاشیقین گویلوندا شور و شوق دیدار اُلماسا

زندگی هم شیرین هم آجیدی،قاچما کوره دن

گول امان اُلماز بلادن، شاخه ده خار اُلماسا

عاشیقین بزمینده شمع اُلماق دگول آسان گولوم

نور ساچاماز شمع اگر،عشقه سزاوار اُلماسا

عشق ئولر عاشیق لرایچره،قلب اُلار نفسین یئری

شمعین اطرافینده گر، پروانه سیّار اُلماسا

مجنونون قدری بولونمز ،فرهادین دا زحمتی

عاشیق اُلماز سا بیری،درده گرفتار اُلماسا

بیر قوشی سیننده بسله،صونرا آزاد ائتگیلن

اوندا بول قدرین بولرکیم،سوی اغیار اُلماسا

بولمه سه بولبول گولون قدرین،بوجور زار آغلاماز

وشله تعجیل ایله نر، یارین وفادار اُلماسا

زر برابردیر مگر،عشقیله تا سوداقیلام؟

ساتمارام آسانلیقیلان، دوز خریدار اُلماسا

هر گلن عاشیق اُلانماز ،تولاما "زاهد"منی

دوز دئمز هر بیر ترازو،اُندا معیار اُلماسا

شاعر:پدر نازنینم

تقدیم به الهه آرزوهام

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/20 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

اي آن كه به جز تو هوايي به سرم نيست

كسي در نظرم نيست

جز ياد عزيزت كسي همسفرم نيست

مرا يار دگر نيست

قدر تو و احساس تو رو كسي نفهميد

دلت از همه رنجيد

از عالم و آدم همه جا ننگ و ريا ديد

دلت از همه رنجيد

من مثل تو از دست همه رنج كشيدم به جز غصه نديدم

يك جرعه وفا از لب دريا طلبيدم

لب تشنه دويدم

اي تو رويا باور ناب ناز مخمل ترمه خواب

اي تو هم دل اي تو هم دم عاقبت عشق از تو گل كرد

عاشقم من عاشق تو اي تو تنها خوب دنيا

ا ي آن كه به جز تو هوايي به سرم نيست كسي د رنظرم نيست

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/19 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نرنی

مژه بر هم نرنم تا که زدستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

| +| نوشته شده در  دوشنبه 1384/07/18 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم

با تموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم

هربلایی سرم اومد همه زجر ی که کشیدم

همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم

هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تورو دیدم

تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم

اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپرد ی

بدون این که دل من شده جادو به طلسمت

یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه 1384/07/18 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

اوستاي عشق

به تقدس عشق زرتشت

به قطره قطره باران طوفان نوح

به شمعدانيهاي گلستان ابراهيم

به قدرت بِرهما

به مهرباني ويشنو

به سنگدلي شيوا

تو اوِستاي عشقي

بوداي تو منم

 از طرف حسرت زده ترین دیوانه تو

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/17 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

مدت هاست که سوالی در گوشه ذهنم جا خوش کرده و امروز می خواهم آن سوال را از تو بپرسم.

می دانی عشق يعنی چه؟و اصلا می دانی کلمه عشق از کجا آمده؟ عشق از کلمه عشقه گرفته شده وعشقه گياهی است در هند که اگر بر هر گياهی حتی بر درختی تنومند بپيچد،آن را از پای در خواهد آورد.

و امروز من آن درختی هستم که عشق تو پيچک وار گردش پيچيده و در تمام وجود او ريشه دوانده و يقين دارم که روزی او را از پای در خواهد آورد.
و امروز وصيت می کنم که بعد از مرگم چشمانم را باز بگذارند و مرا در کفن سياهی بپيچند.و تو امابعد از مرگم به ديدارم بيا تا با ديدن چشمان بازم دريابی که چشم انتظار تو از دنيا رفته ام ،و با ديدن رنگ سياه کفنم بدانی که هر چه سياهی و تباهی بوده کشيده ام.و بعد از مرگم سينه ام را بشکاف وقلبم را بيرون بياور تا آن خانه را که از عشق برايت بنا کرده بودم و گرداگردش حصاری از محبت کشيده بودم، ببينی و اگر آن حصار را شکسته يافتی تعجب نکن و بدان که تو به دست خود آن را شکستی.و قلبم را با دستانت لمس کن تا بدانی که حتی بعد از مرگم نيز از شوق نوازش دستانت می تپد.و اگر قلبم را گرم يافتی بدان که از عشق تو گرما می گيرد.و دستم را در ميان دستانت بگير تا سردی آن را خوب حس کنی.و مپندار که بعد از مرگم ريشه های عشق تو در وجودم خواهد خشکيد.و پس از آنکه مرا در دل خروارها خاک سياه مدفون ساختی،بر سنگ مزارم بنويس
:
زير اين سنگ کبود

در دل خاک سياه

می درخشد دو نگاه

که به ناکامی از اين محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه

تقدیم به تنها مونس شبهای سردم

| +| نوشته شده در  شنبه 1384/07/16 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

رقص عشق يك پرنده را بر فراز يك درخت تا كنون تماشا كرده اي ؟ گنجشك كوچك مهربان ! آخ كه اين روزها دلم به اندازه دل يك گنجشك هم جا ندارد . استوار ... نرم ... سخت ... قوي ... سبك .... ظريف .... خشن ... مغررو .... افتاده ..... شاد .... غمگين ... اسير ... آزاد و رها ! درخت من چه زيبا و استوار است .. تا به حال فكر مي كردم و به خود ، با استواري خود ميباليدم ! درخت من ترا كه ديدم استواري را تازه فهميدم ! دوست دارم عشق بازي يك پرنده را با آغوش سبك و رهاي درخت ! عشق بازي .. پرواز ... رهايي ... رويا نيست اين  عين پرواز را تو به من آموختي .... يادت هست آن روزي كه كبوتر شده بوديم ؟ و من اشك ريختم ؟ چه پرواز آرام طولاني و شادي بخشي بود ! چشم من را چراغ دل تو روشن كرد و شادي را تو برايم به ارمغان آوردي مي ستايمت ! .... پرواز را به من آموختي ... مي ستايمت ! كبوترم خواندي و به كويرم رهنمون شدي تا به تو رسيدم ! .. مي ستايمت ! عشق را با عقل درآميخته نشانم دادي ذوب شدن در كوره ذهن يعني چه ؟! ... مي ستايمت ! ماني ماندگارترين حقايق عصر بي باوري باورت كرده ام به جنون قسم ! مي ستايمت !

 

تقدیم به او که میداند دوستش دارم!

| +| نوشته شده در  شنبه 1384/07/16 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

کاش برای دوست داشتن هم حدو مرزی وجود داشت

یعنی کسی تو این دنیا پیدا میشه که اندازه من تو رو دوست داشته باشه؛ اوقتی زنگ تلفن صدا میخوره دستام شروع به لرزیدن می کنه

وقتی صداتو می شنوم قلبم شروع به تپیدن می کنه

هر وقت می بینمت دلم هری میریزه 

وقتی تو چشمات نگاه می کنم تو محبتشون غرق میشم.

چه احساس قشنگیه که یکی رو اینقدر دوست داشته باشی

خدا تموم خوبیها ومحبتهای دنیا رو تو وجودت گذاشته

یعنی من لیاقت این همه خوشبختی و دارم؟

ای همزاد؛

ای همرنگ ؛

ای منو همیشه با من،

ای عطر عاطفه؛

بذار از تو بنویسم

بذار دل تنگیهامو فریاد کنم

تو که از خورشید برام گرمتر و از اسمون ابی تری؛

نگاهت امن ترین و پر ارامشترین نگاه دنیا

به زیبایی بهشت دوستت دارم

و به بزرگی اسمونها ؛

و حتی از خدا هم بیشتر دوست دارم

ای نشاط؛

ای واژه صفا وصمیمیت؛ا

ای معنی کرامت؛

ای همه ایثار؛

ای معنی کرامت

سوگند تو بدون تو نمی تونه حتی نفس بکشه

بی تو دلم زندانی تاریکه

من بی تو یک بوسه فراموش شده ام

یک پرنده بی پر

یک ماهی بی آب

یک رویای ناتموم

یک بهار غریب

یک رود که هیچ وقت نمی تونه به دریا برسه

یک مرده متحرک

همیشه تو گلزار زندگیم بخند

ای با شکوه ترین و زیبا ترین هدیه خدا؛

دارم از تو مینویسم.............

دلواپس دلواپسیهایت:نسترن تو

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه 1384/07/16 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

همسايه ام شد خواستم بال و پرم باشد

                       آن چشمها ايمان چشم کافرم باشد

عاشق شدم اين چندمين بارم نبود اما

                     می خواستم اين بار بار آخرم باشد

می خواست از او بگذرم اما به او گفتم

                    يک روز اگر شد از نگاهش بگذرم... باشد

می خواست از من پس بگيرد نامه هايش را

                  اصرار کردم لااقل انگشترم باشد!!!

می گفت شعری هم نگو ديگر نمی خواهم

                  حرفی حديثی بعد از اين پشت سرم باشد

يک روز آمد چشمهايم را به من پس داد

               تا آتشی روی تن خاکسترم باشد

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/12 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

 بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

 آدم اورد در این دیر خراب آبادم

سایه طوبی و دلجویی حور ولب حوض

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

 چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت

 یا رب از مادر گیتی به چه طالع زلادم

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دم آید غمی از تو به مبارکبادم

میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست

 که چرا دل به جگر گوشه مردم دادم

پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک

 ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

 کسی که عاشقانه پرستشت میکند:نسترن تو

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/12 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

« معمّا »

وقتی که دست عزیزت یه نوازشگرخوبه                     

    وقتی که طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه

وقتی سایهء اسمت روی لبهام خونه داره                  

 وقتی که زخم نفسهام بی تو مرهمی نداره

توبگوغیرتوکسی هست منو تنها نذاره؟                   

 کسی هست که اگه رفتی واسه من بشه ستاره؟

راستی کی توبرمی گردی تاکه بغض من بمیره؟           

 کی میایی که مرغ شادی تو نگاهم پر بگیره

یه تبسم ازنگاهت واسه من تموم دنیاست                 

وقتی چشماتو می بندی زندگی واسم معماست

بیا که هُرم نفسهات برای من نفس بیاره                   

 بیا که گریهء تلخم بشه لبخندی دوباره  

بیا تا اومدنت رو پر کنم از هجرت غم                         

 بیا تا دیگه نباشه اشکی رو گونهء شبنم

شعر تازه ای نمونده که برات هدیه بیارم                    

  آخه تا اومدن تو می تونم فقط ببارم 

 

| +| نوشته شده در  جمعه 1384/07/08 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

 تو مرا از شبهاي پريشاني ام

بيرون كشيدي

تو را از ياد نمي برم

اي عزيز تر از جان

من يادت را بر وجودم ريختم

دردهايم را فراموش كردم

از خدايم اميد را براي تو خواستم

از ياد نخواهم برد

شبهائي را كه با ياد تو سر كردم

تو را

سپاس كه براي مدتي

هرچند كوتاه

مرا از اين حال پريشانم

رها ساختي

برای هميشه در يادم خواهی ماند

اي سپيده ي طوسي عشق

| +| نوشته شده در  جمعه 1384/07/08 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

من تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه می دهم که از من عاشقتر باشد و از من برای تو مهربانتر.

من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از هزار فرسخ راه دور در خشم ، در مهربانی ،

در دلتنگی در هزار همهمه دنیا ، یکه و تنها بشناسد. من تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه

می دهم که راز آفتابگردان و تمام سخاوتهای عاشقانه این دل معصوم را بداند. و ترنم

دلپذیرهرآهنگ ، هر نجوای کوچک برایش یک خاطره مشترک باشد. او باید از رنگین کمان

چشمان تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است یا آن دلی که من برایش می میرم سرد

و بارانی است. ای بهانه زنده بودنم تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد ار

هزار بار دیدن تو باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد همان طور عاشق ، همان

طور مبهوت. با آن وقار بی مثال آیا کسی پیدا خواهد شد؟ از من عاشق تر و از من برای تو

مهربان تر! تو را سخاوتمندانه با دنیایی حسرت خواهم بخشید. و او را که از من عاشق تر است

هزار بار خواهم بوسید...

از طرف یه ناشناس ناشناسی که در قلبم جاودان است

 

| +| نوشته شده در  جمعه 1384/07/08 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

ياد تو


تو را نظاره ميكنم
              به ماه تاب آسمان
به كوهها به دشتها
              به رودها به كوچه ها
تو نيستي كنار من
               ولي نگاه و ياد تو
كه با منست و با منت
               چه گفتگو كه مانده است
تو اي ترانه ساز من
               گمان مگن كه رفتنت
تو را برد ز ياد من
           كه جاودان جاودانه اي
تو در خيال من

| +| نوشته شده در  جمعه 1384/07/08 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

لحظه ی دوری از تو خیلی سخته

نمیدونی چه تلخه بی تو بودن بی تو بودن

چه معنی داره بی تو شعر سرودن

دلتنگیام فراوونه دل دیگه بی تو داغونه

دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه

هیچ کس به جز تو ندارم که سر رو شونش بزارم

باز مثله ابرای بهار ببارم

به سر هوای تو دارم

زندگی بی تو مشکله خودت اینو خوب میدونی

بیا و این آخر عمر بگو همینجا میمونی

کسی که هر روز بیشتر از دیروز دوستت داره

 

| +| نوشته شده در  جمعه 1384/07/08 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورُ

ميشه با دشت تو فهميد، معنی پل عبورُ

اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش

تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش

همترانه! ياد من باش                   

 بی بهانه ياد من باش

وقت بيداريِ مهتاب،

عاشقانه یاد من باش

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/06 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

شب شد

خورشيد رفت

آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو می کرد

ناگهان ستاره ای چشمک زد

آفتابگردان سرش را به زير افکند

گلها خيانت نمي کنن!

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/06 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش كه عشقت آروم تو قلبش رشد كنه و اگر اينطور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ؟دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي انقدر تنگ مي شه كه مي خواي اونو از تو روياهات بيرون بكشي و در دنياي واقعي بغلش كني ؟عشق با يك لبخند شروع مي شه با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم ميشه!!!!

از طرف کسی که برای همیشه سرسپرده و دلسپرده اش خواهم ماند

| +| نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/06 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

اینو بدون که هیچ کس ارزش اشکای تو رو نداره اون کسی هم که ارزششو داره طاقت دیدن اشکاتو نداره

از طرف تک ستاره ی  آسمون قلبم 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/05 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

 با تو آغاز میکنم

با تو اغاز ميكنم خوب من به نام تو

مينويسم قصه اي تازه از الهام تو

اي شروع دلپذير مثل خورشيد بي نظير

به تو تقديم ميكنم عشقو از من بپذير

اي قشنگ ترين بهانه واسه گفتن ترانه

من يه عشق جاودانه به تو تقديم ميكنم

در اين غربت شبانه با صداقت عاشقانه

قلبمو با اين ترانه به تو تقديم ميكنم

اي طلوع ماندگار گل هميشه بهار

به تو تقديم ميكنم هرچه هست در روزگار

گفته ها ناگفته ها هرچه هست در باورم

به تو تقديم ميكنم آرزوي آخرم

اي قشنگ ترين بهانه واسه گفتن ترانه

من يه عشق جاودانه به تو تقديم ميكنم

در اين غربت شبانه با صداقت عاشقانه

قلبمو با اين ترانه به تو تقديم ميكنم

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه 1384/07/05 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

گرید به حالم کوه ودرو دشت از این جدایی

مینالد از غم این دل دمادم فردا کجایی؟

سفر به خیر ،سفر به خیر،مسافر من

گریه نکن،گریه نکن به خاطر من

باران میبارد امشب دلم غم دارد امشب

آرام جان خسته ره میسپارد امشب

در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب

از تو دارم یادگاری سردیه این بوسه را پیوسته بر لب

قطره قطره اشک چشمم میچکد با نم نم باران به دامن

بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بد کرده ام من

رنگ چشمت رنگ دریا سینه ی من دشت غمها

یادم آید زیر باران با تو بودم با تو تنها

زیر باران با تو بودم زیر باران با تو تنها

باران میبارد امشب تو رو کم دارم امشب

آرام جان خسته ره میسپارد امشب

این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من

رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم

زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم

تقدیم به تنها بهونه ام برای زندگی

به یاد ۱۵ شهریور(بدترین شب زندگیم)که امید وارم دیگه همچین

شبی نداشته باشم

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

تنها دلیل زندگی ،با یه غمی دوستت دارم

                            داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

                        مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

                       تو رفتی و تنها شدم ،چه دنیای عجیبیه

زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه

                        دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

                    مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه؟!

دلم واست شور میزنه این دل و بی خبرنذار

                    تو رو خدا با خوبیهات رو هیچ دلی اثرنذار

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم

                 به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

                  که هر صفحه اش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

شاعر:مریم حیدر زاده

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

 

آخه تا کی بکشم منت چشمای تورو؟

                           بذارم به پای چی وعده بی جای تورو؟

یه روز آفتابی میشی،یه روزم ابری وسرد

                            کدومو باور بکنم!گرما یا سرمای تورو؟

این همه میان سراغم به هوای عاشقی

                              من یادم میاد فقط چشمای تورو

چراهرکسی رودوست داری تورودوست نداره؟

                            نمیدم حتی به کسی تلخی حرفای تورو

دلای دریاییشونو به رخ من میکشن

                            نمیدم به هیچ کدوم یه موج دریای تورو

دوست دارم تموم دنیا رو بدم تا بدونم

                             راز فتح قلعه قشنگ رویای تورو

تا یادم نرفته یه بار دیگه واست بگم

                        من نمیدم به کسی تا عمر دارم جای تورو

تقدیم به با ارزشترین کس زندگیم ....A

شاعر:مریم حیدرزاده

 

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

هر چی که دارم مال تو

سلام عزیز دردونه

دلم برات پریشونه

اینجا دارم دق می کنم تو تنهایی تو بی کسی

تنها امید من تویی

تنها کسی که میدونم به من وفاداره تویی

تو همونی که تو شبام

نجوای عشقٌ می خونی

می خوام بگم دوست دارم

با تنهاییم با بی کسیم

دلم می خواد داد بکشم

زغصه فریاد بکشم

برم تو آسمونا دستی رو چشمات بکشم

بگم فقط مال منی

صدای آواز منی

دلم می خواد باز دوباره برم و فریاد بکشم

بگم که آغوش منی صدای خاموش منی

دلم می خواد برم سفر برم از این جا بی خبر

برم به شهر عاشقی بگم فقط مال منی

عزیز راه دورم بی تو چه سوت و کورم

بی تو مفت می ارزم به دنیا زیر قرضم

قربونت برم الهی شاپرک سفیدم

روزنه ی امیدم؟

خورشید دل طلایی قصیده ی رهایی

حالا که حرف دل و راهمون یکی شده

آسمون پر ستاره ی شبامون یکی شده

هر چی که دارم مال تو

باقی عمرم مال تو

شعرای عاشقونم اگر نمردم مال تو

مال و منالی ندارم اما ستاره ها رو هر چی شمردم مال تو

توی قمار زندگی هر چی که باختم ماله من هر چی که بردم مال تو

قربونت برم الهی عزیز راه دورم

روزگارتیره و تارش مال من

همه عشق و امیدش مال تو

حالا که عطر نفسات و واسم ارزونی کردی

با من نا مهربون این همه مهربونی کردی

زندگی صدای چلچله تو سبزه زارش مال تو

غرش و پنجه ی ببرای درنده اش مال من

چشم جغد و زهر مارای کشندش مال من

به یاد 17 روز زجر آوری که ازت دور بودم

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده و نگات میکنه

بدون براش مهمی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میافتی بر میگرده و با عجله میاد سمت توبدون براش عزیزی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی بر میگرده و نگات میکنه

بدون واسش قشنگی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی بر میگرده میاد و با تو گریه میکنه بدون دوستت داره

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش میکنی برات فقط سکوت میکنه بدون دیوونته

اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چی بودی

اگه یکی رو دیدی که از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو میمیره

اگه یکی رو دیدی که بعد از رفتنت لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده

اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن

بدون که به خاطر تو مرده

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

دیشب در سکوت خانه باور کردم که بی تو حق زیستن ندارم.دیشب در سکوت خانه چشمانم به من آموخت که بی تو توان دیدن ندارم.دیشب در سکوت خانه قلبم به من آموخت که غیر تو کسی در آن جای ندارد .سوگند به چشمان زیبایت که جز تو کسی را ندیدم و نخواهم دید .چشمانت پر از فریب بود و با یک نگاه قلبم را ستیز کرد.دوست دارم شمع باشم و در دل شبها بسوزم .دوست دارم اشک باشم و گرد چشمان تو باشم.دوستت دارم چون تنها گلی هستی که در کویر پر محبت می رویی ،دوستت دارم چون با وجود تو زندگی را باور کرده ام و با وجود تو زندگی برایم شیرین و به یاد ماندنی است.

دوستت دارم تا آخرین خاک وجودم!

به یاد 9 مرداد (بهترین روز زندگیم)

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 

توی آسمون قلبم غیر تو پرنده ای نیست          

                          روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

توی قلب من عزیزم هیچ کسی جایی نداره

                        دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره

| +| نوشته شده در  شنبه 1384/07/02 توسط نسترن   |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved